أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

472

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

پسر نوح با بدان بنشست * خاندان نبوّتش گمشد سگ اصحاب كهف روزى چند * پى نيكان گرفت و مردم شد « علّامه مجلسى ( ره ) در حياة القلوب گفته : « 1 » باب سى و يكم در بيان قصّهء اصحاب كهف و اصحاب رقيم است حق تعالى ميفرمايد كه : أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً آيا گمان كردى كه اصحاب غار و اصحاب رقيم از آيات قدرت ما عجيب بودند و بعضى گفته‌اند : اصحاب رقيم همان اصحاب كهف‌اند و « رقيم » نام آن واديست يا آن كوه كه غار در آنجا بود يا نام شهرى كه از آنجا بيرون آمدند يا نام لوحى كه قصّهء ايشان را در آن نقش كرده بودند و بر در غار گذاشته بودند يا نام سگ ايشان . و بعضى گفته‌اند كه : اصحاب رقيم گروه ديگرند كه قصّهء ايشان مذكور خواهد شد و بسنده معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقولست كه : اصحاب كهف و رقيم گروهى بودند كه ناپيدا شدند پس پادشاه آن زمان نام ايشان و پدران و خويشان ايشان را در لوحهاى سرب نقش كرد [ إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً ] در وقتى كه پناه بردند جوانان بسوى غار پس گفتند : اى پروردگار ما عطا كن ما را از جانب خود رحمتى ، و مهيّا گردان از براى ما امرى را كه موجب رشد و صلاح ما باشد . و در حديث معتبر منقولست كه : حضرت صادق عليه السّلام از شخصى پرسيد كه [ فتى ] كيست ؟ - آنشخص گفت كه : فداى تو شوم ما جوان را [ فتى ] ميگوئيم ، فرمود كه : مگر نميدانى اصحاب كهف در سنّ كهولت بوند و خدا ايشانرا [ فتية ] فرمود براى آنكه جوانمردى كردند و ايمان آوردند و هر كه به خدا ايمان ميآورد و پرهيزگار است او [ فتى ] است هر چند پير باشد [ فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً ] پس زديم بر گوش ايشان پردهء خواب را كه از صداها بيدار نشوند در غار سالى چند شمرده شده .

--> ( 1 ) - اواخر مجلّد اوّل ؛ ص 298 - 304 نسخهء چاپ طهران بسال 1274 .